social media inso.gov.ir-شبکه_های_اجتماعی_سازمان_ملی_استاندارد

يكشنبه1405/5/25

19:50:3

232

استانداردهای معیار مصرف انرژی؛ نقشه راه بهینه‌سازی صنعت

استانداردهای معیار مصرف انرژی؛ نقشه راه بهینه‌سازی صنعت
 *علی توکلی گلپایگانی 
در شرایطی که بهینه‌سازی مصرف انرژی، در بخش صنعت و حرکت به سمت اقتصاد سبز و کم‌کربن به یک ضرورت ملی و راهبردی تبدیل شده است، استانداردهای معیار مصرف انرژی نقشی فراتر از یک ابزار نظارتی ساده و سنجشِ صِرف انطباق ایفا می‌کنند. این استانداردها با تولید داده‌های واقعی و میدانی از وضعیت مصرف انرژی در واحدهای صنعتی، امکان شناسایی گلوگاه‌های اتلاف و تعیین اولویت‌های اصلاحی را فراهم آورده است. 
هر فرایند ارزیابی انطباق در عمل یک ممیزی ساختاریافته انرژی به شمار می‌رود. در این فرایند، میزان مصرف حامل‌های انرژی، تولید واقعی، ظرفیت اسمی، فناوری خط تولید و شرایط بهره‌برداری واحد صنعتی ثبت شده و شاخص مصرف ویژه با معیار تعیین‌شده مقایسه می‌شود. فاصله میان شاخص واقعی مصرف و معیار، هنگامی که در کنار متغیرهای زمینه‌ای تحلیل شود، امکان علت‌یابی دقیق و شناسایی منشأ اتلاف انرژی را فراهم می‌کند.
بررسی پرونده‌های ارزیابی نشان می‌دهد ریشه‌های مازاد مصرف انرژی را می‌توان در چهار دسته اصلی طبقه‌بندی کرد:
1. عوامل ساختاری: از جمله فرسودگی فناوری و طراحی قدیمی خطوط تولید.
2. عوامل بهره‌برداری: مانند فعالیت زیر ظرفیت اقتصادی، توقف‌های مکرر و راه‌اندازی‌های پرمصرف.
3. کیفیت خوراک و مواد اولیه: که در برخی صنایع از جمله فولاد، سرب و روی اثر قابل‌توجهی بر مصرف ویژه دارد.
4. وضعیت نگهداری و تعمیرات: از عایق‌کاری و کنترل نشتی بخار تا کارکرد سامانه‌های هوای فشرده و تنظیم نسبت هوا به سوخت در کوره‌ها.

این تفکیک دقیق، برای سیاست‌گذاری و انتخاب ابزارهای اصلاحی اهمیت ویژه‌ای دارد. نوسازی فناوری و تجهیزات نیازمند تأمین مالی و تسهیلات سرمایه‌ای بلندمدت است؛ اصلاح فرآیندهای بهره‌برداری به بازنگری در برنامه‌ریزی تولید وابسته است؛ و ارتقای کیفیت مواد اولیه و بهبود وضعیت نگهداری و تعمیرات نیز در بسیاری از موارد با هزینه‌ای کمتر و دوره بازگشت سرمایه کوتاه‌تر از یک سال قابل انجام است.
خروجی ارزیابی انطباق می‌تواند به نقشه راه اجرایی بهینه‌سازی برای هر واحد صنعتی تبدیل شود؛ نقشه‌ای که اقدامات اولویت‌دار، میزان صرفه‌جویی سالانه و دوره بازگشت سرمایه هر اقدام را به وضوح مشخص می‌کند. تجمیع این داده‌ها در سطح ملی نیز امکان ایجاد سبدی از پروژه‌های بهینه‌سازی انرژی را با اولویت اقتصادی روشن فراهم می‌سازد. همچنین، مقایسه واحدهای هم‌رده در هر زیربخش صنعتی، زمینه الگوبرداری از عملکرد واحدهای برتر و انتقال تجربه‌های فنی میان بنگاه‌ها را تقویت می‌کند.
نظام ارزیابی انطباق استانداردهای معیار مصرف انرژی می‌تواند لایه پایه موردنیاز برای تدوین سیاهه‌های معتبر انتشار در بخش صنعت را فراهم کند. این ظرفیت، امکان محاسبه ردپای کربن در سطح محصول، تدوین ضرایب انتشار ملی برای محصولات انرژی‌بر و توسعه نشان‌های زیست‌محیطی و برچسب‌های انرژی صنعتی را فراهم می‌آورد؛ اقداماتی که مزیت رقابتی واحدهای کم‌مصرف را در بازار شناسایی و تقویت می‌کند.
در عرصه جهانی، ورود کالاهای انرژی‌بر از جمله فولاد، سیمان، آلومینیوم و کودهای شیمیایی به بازارها، به ارائه اطلاعات معتبر و قابل راستی‌آزمایی درباره کربن نهفته در محصول وابسته شده است،صادرکننده‌ای که نتواند این اطلاعات را با روش‌های معتبر ارائه کند، با هزینه‌ها و تعرفه‌های سنگین مرزی مواجه خواهد شد.
بخش مهمی از زیرساخت موردنیاز برای ایجاد نظام ملی محاسبه و تصدیق ردپای کربن محصول، هم‌اکنون در سازمان ملی استاندارد ایران وجود دارد؛ از جمله داده‌های مصرف ویژه انرژی، مرزهای سامانه تعریف‌شده در استانداردهای معیار مصرف، و شبکه بازرسان و شرکت‌های خدمات انرژی که ارزیابی‌ها را انجام می‌دهند. با افزودن ضرایب انتشار ملی و انطباق روش‌شناسی با استانداردهای بین‌المللی کمی‌سازی گازهای گلخانه‌ای (نظیر خانواده ISO 14060)، می‌توان این ظرفیت را به نظامی ملی برای محاسبه و تصدیق ردپای کربن محصولات صنعتی تبدیل کرد،درنتیجه می توان گفت، استانداردهای معیار مصرف انرژی و نظام ارزیابی انطباق آن‌ها، ابزاری صرفاً نظارتی نیستند. این چارچوب به‌طور هم‌زمان می‌تواند نقشه راه بهینه‌سازی واحدها و زیربخش‌های صنعتی، مبنای تخصیص تسهیلات و مشوق‌های هدفمند و پشتوانه فنی مدیریت ردپای کربن محصولات باشد. توسعه هدفمند این ظرفیت، مسیری عملیاتی، هوشمند و کم‌هزینه برای کاهش شدت مصرف انرژی، مدیریت انتشار در بخش صنعت و تقویت حضور رقابتی صنایع کشور در بازارهای صادراتی خواهد بود.
* مدیر کل دفتر نظارت بر استاندارد های معیارهای مصرف انرژی و محیط زیست